معرفی کتاب «تئوری انتخاب»؛ نگاهی تازه به تعارضهای زوجی و روابط عاطفی
نویسنده: ویلیام گلسر
مترجم: دکتر علی صاحبی
ناشر: انتشارات سایهسخن
عنوان فرعی: درآمدی بر روانشناسی امید
کتاب تئوری انتخاب نوشته ویلیام گلسر و ترجمه دکتر علی صاحبی، یکی از آثار شناختهشده در زمینه روابط انسانی، مسئولیتپذیری و انتخابهای رفتاری است. این کتاب بر پایه دیدگاه گلسر درباره کنترل درونی، نیازهای اساسی انسان و کیفیت روابط نوشته شده و بخشهایی از آن مستقیماً به روابط زوجی و خانواده مربوط میشود.
یکی از جذابترین کاربردهای تئوری انتخاب در درک مشاجرات زوجی است؛ جایی که زن و شوهر بهجای حل مسئله، تلاش میکنند یکدیگر را تغییر دهند.
چرا زوجها وارد چرخه مشاجره میشوند؟
از نگاه تئوری انتخاب، انسانها همواره تلاش میکنند نیازهای اساسی خود را برآورده کنند؛ از جمله نیاز به عشق و تعلق، آزادی، قدرت و پیشرفت، تفریح و بقا. زمانی که فرد احساس کند نیازهای مهم او در رابطه برآورده نمیشود، ممکن است برای تغییر رفتار همسرش به روشهای کنترلگرانه متوسل شود.
برای مثال:
«اگر دوستم داری، باید این کار را انجام بدهی.»
«تو همیشه همینطوری هستی.»
«تا وقتی عوض نشوی، نمیتوانم با تو زندگی کنم.»
«اگر برایت مهم بودم، خودت میفهمیدی چه میخواهم.»
این جملات ممکن است در ظاهر تلاش برای حل مشکل باشند، اما گاهی رابطه را وارد چرخهای از کنترل، مقاومت، خشم و فاصله عاطفی میکنند.
کنترل بیرونی؛ یکی از عوامل تخریب رابطه
یکی از مفاهیم مهم در تئوری انتخاب، تمایز میان کنترل بیرونی و کنترل درونی است.
در کنترل بیرونی، فرد تلاش میکند دیگری را تغییر دهد تا خودش احساس بهتری داشته باشد؛ در حالی که در کنترل درونی، تمرکز فرد بر انتخابها و رفتارهای خودش قرار میگیرد.
در یک مشاجره زوجی، ممکن است هر دو نفر تصور کنند:
«مشکل رابطه من نیستم؛ مشکل این است که تو تغییر نمیکنی.»
در نتیجه، هر یک تلاش میکند دیگری را اصلاح کند. اما هرچه فشار و کنترل بیشتر شود، احتمال مقاومت نیز افزایش پیدا میکند و رابطه وارد یک چرخه فرسایشی میشود.
تئوری انتخاب چگونه میتواند به رابطه زوجی کمک کند؟
یکی از پیامهای مهم این رویکرد آن است که به جای پرسیدن:
«چطور همسرم را تغییر بدهم؟»
بهتر است بپرسیم:
«من در این رابطه چه انتخابهایی دارم و کدام رفتار من میتواند به بهتر شدن رابطه کمک کند؟»
این تغییر زاویه دید میتواند زمینه گفتوگوی سازندهتری را فراهم کند.
برای مثال، به جای سرزنش همسر میتوان گفت:
«من از فاصلهای که بین ما ایجاد شده ناراحتم و دوست دارم دربارهاش صحبت کنیم.»
یا به جای تلاش برای مجبور کردن طرف مقابل:
«برای بهتر شدن رابطه، من چه کاری میتوانم انجام دهم؟»
این رویکرد به معنای نادیده گرفتن رفتارهای آسیبزا یا پذیرش خشونت نیست؛ بلکه تأکید آن بر مسئولیتپذیری فرد نسبت به انتخابها و رفتارهای خودش است.
نقش تئوری انتخاب در زوجدرمانی
مفاهیم تئوری انتخاب و واقعیتدرمانی میتوانند در کار با برخی مشکلات زوجی، بهویژه در زمینه تعارض، کاهش صمیمیت، الگوهای ارتباطی ناکارآمد و نارضایتی از رابطه مورد استفاده قرار گیرند.
در پژوهشهای ایرانی نیز مداخلات مبتنی بر تئوری انتخاب و واقعیتدرمانی در زمینههایی مانند صمیمیت زوجین و تعارضهای خانوادگی بررسی شدهاند.
با این حال، نباید تصور کرد که تئوری انتخاب بهتنهایی درمان همه مشکلات زوجی است. در زوجدرمانی، انتخاب رویکرد باید بر اساس مشکل زوج، سابقه رابطه، شدت تعارض، وجود یا نبود خشونت و ارزیابی تخصصی انجام شود.
این کتاب برای چه کسانی مناسب است؟
خواندن تئوری انتخاب میتواند برای افرادی مفید باشد که میخواهند:
- الگوهای رفتاری خود در روابط را بهتر بشناسند؛
- علت بسیاری از تعارضهای زوجی را بررسی کنند؛
- درباره کنترلگری در روابط فکر کنند؛
- مسئولیت انتخابهای خود را بیشتر بپذیرند؛
- کیفیت ارتباط با همسر و اعضای خانواده را بهبود دهند؛
- با مفاهیم تئوری انتخاب و واقعیتدرمانی آشنا شوند.
این کتاب همچنین میتواند برای روانشناسان، مشاوران خانواده، زوجدرمانگران و دانشجویان روانشناسی منبعی برای آشنایی با مبانی این رویکرد باشد.
شاید یکی از مهمترین پرسشهایی که تئوری انتخاب در روابط زوجی مطرح میکند این باشد:
آیا ما برای بهتر شدن رابطه تلاش میکنیم یا برای تغییر دادن یکدیگر؟
در بسیاری از مشاجرات زوجی، هر دو نفر تلاش میکنند ثابت کنند دیگری مقصر است. تئوری انتخاب پیشنهاد میکند پیش از تلاش برای تغییر همسر، نگاهی به انتخابها، رفتارها و شیوه ارتباطی خودمان داشته باشیم.
گاهی شروع تغییر رابطه، تغییر دادن دیگری نیست؛
تغییر دادن سهم خودمان در رابطه است.