حیوانات خانگی و سلامت روان؛ رابطه انسان با حیوان درباره ما چه میگوید؟
برای بعضی افراد، حیوان خانگی فقط یک موجود دوستداشتنی در خانه نیست؛ بلکه بخشی از زندگی عاطفی، برنامه روزمره و حتی شبکه روابط اجتماعی آنهاست. بعضی افراد با سگها ارتباط عمیقی برقرار میکنند، برخی به گربهها علاقه بیشتری دارند و گروهی نیز ارتباط ویژهای با پرندگان، اسبها یا سایر حیوانات پیدا میکنند. اما از منظر روانشناسی، یک سؤال جالب مطرح میشود:
آیا نوع رابطه ما با حیوانات میتواند چیزی درباره شخصیت، نیازهای عاطفی و سلامت روان ما نشان دهد؟
پاسخ علمی، ساده و قطعی نیست. پژوهشها نشان میدهند میان شخصیت، دلبستگی به حیوانات و بهزیستی روانشناختی ارتباطهایی وجود دارد؛ اما نمیتوان بر اساس حیوان مورد علاقه یا صرفاً داشتن حیوان خانگی، شخصیت یک فرد را تشخیص داد.
حیوان خانگی و سلامت روان؛ واقعاً چه میدانیم؟
در سالهای اخیر پژوهشهای زیادی درباره Human–Animal Interaction (HAI) یا «تعامل انسان و حیوان» انجام شده است. نتایج این پژوهشها نشان میدهند که حضور حیوانات در زندگی برخی افراد میتواند با احساس حمایت اجتماعی، کاهش انزوای اجتماعی و افزایش برخی ابعاد بهزیستی همراه باشد؛ اما نتایج مطالعات درباره تأثیر کلی حیوانات خانگی بر سلامت روان یکدست نیست. یک مرور نظاممند از ۵۴ مطالعه درباره مالکیت حیوان خانگی و کیفیت زندگی نشان داد که نتایج مطالعات شامل آثار مثبت، منفی، مختلط و بدون اثر معنادار بوده است. بنابراین نمیتوان گفت «داشتن حیوان خانگی بهطور قطعی سلامت روان را بهتر میکند». مرور نظاممند دیگری درباره تنهایی و انزوای اجتماعی نیز نشان داد که بخشی از مطالعات، بهویژه در برخی گروهها و دوران همهگیری کووید-۱۹، ارتباط میان حیوان خانگی و کاهش تنهایی را گزارش کردهاند؛ اما این رابطه در همه مطالعات ثابت نبوده است. بنابراین بهتر است به جای عبارت «حیوانات خانگی درمانگر هستند» از عبارت دقیقتر «حیوانات میتوانند برای برخی افراد منبع حمایت عاطفی و اجتماعی باشند» استفاده کنیم.
چرا بعضی انسانها ارتباط عاطفی عمیقی با حیوانات برقرار میکنند؟
یکی از مفاهیم مهم در این حوزه، Pet Attachment یا «دلبستگی به حیوان خانگی» است. انسان میتواند نسبت به حیوانی که از او مراقبت میکند، رابطهای عاطفی و معنادار ایجاد کند. این رابطه ممکن است با احساس همراهی، مسئولیتپذیری، امنیت و تعلق همراه باشد. برای برخی افراد، حیوان خانگی بخشی از ساختار روزمره زندگی است: غذا دادن، مراقبت کردن، بازی کردن، پیادهروی و توجه به نیازهای حیوان. این فعالیتهای روزمره میتوانند نوعی ساختار رفتاری (Behavioral Structure) ایجاد کنند که برای بعضی افراد، بهخصوص در دورههای انزوا یا تغییرات مهم زندگی، اهمیت پیدا میکند. اما شدت دلبستگی به حیوان لزوماً نشانه سلامت روان بیشتر نیست. یک مرور نظاممند در سال ۲۰۲۵ که ۱۱۶ مطالعه را بررسی کرد، نتایج متناقضی درباره رابطه شدت دلبستگی به حیوان و سلامت روان پیدا کرد: برخی مطالعات رابطه مثبت، برخی رابطه منفی، برخی نتایج مختلط و برخی نیز هیچ رابطه معناداری گزارش کردند. نویسندگان همچنین تأکید کردند که به دلیل مقطعی بودن بسیاری از مطالعات، نمیتوان درباره رابطه علت و معلولی نتیجهگیری کرد.
آیا حیواندوستها شخصیت متفاوتی دارند؟
در پژوهشهای شخصیت، یکی از مدلهای پرکاربرد، مدل پنجعاملی شخصیت (Big Five) است.
این مدل پنج بعد اصلی را بررسی میکند:
– برونگرایی (Extraversion)
– توافقپذیری (Agreeableness)
– وظیفهشناسی (Conscientiousness)
– روانرنجورخویی (Neuroticism)
– گشودگی به تجربه (Openness)
پژوهشهای مربوط به رابطه شخصیت صاحب حیوان و دلبستگی به حیوان نشان دادهاند که ویژگیهایی مانند همدلی، روانرنجورخویی و وظیفهشناسی میتوانند با نحوه شکلگیری رابطه انسان و حیوان ارتباط داشته باشند؛ با این حال این روابط پیچیدهاند و نمیتوان بر اساس آنها شخصیت افراد را طبقهبندی کرد. برای مثال، همدلی ممکن است باعث شود فرد نسبت به نیازهای حیوان حساستر باشد و ارتباط عاطفی عمیقتری با آن برقرار کند. اما همین ویژگی در شرایط خاص میتواند با آسیبپذیری هیجانی نیز همراه شود. بنابراین یک ویژگی شخصیتی لزوماً «خوب» یا «بد» نیست؛ نحوه بروز آن ویژگی در زمینه زندگی فرد اهمیت دارد.
آیا علاقه به حیوانات میتواند با نیاز به ارتباط عاطفی مرتبط باشد؟
یکی از فرضیههای مطرح در روانشناسی این است که رابطه با حیوان میتواند برای بعضی افراد نوعی حمایت اجتماعی غیرقضاوتگرانه (Non-judgmental Social Support) فراهم کند.حیوان برخلاف روابط انسانی پیچیده، معمولاً وارد فرایندهای قضاوت اجتماعی، ارزیابی عملکرد یا تعارضهای کلامی نمیشود. به همین دلیل، برخی افراد ممکن است در تعامل با حیوان احساس امنیت عاطفی بیشتری کنند. این موضوع بهخصوص برای افرادی که تجربه تنهایی، انزوای اجتماعی یا دشواری در برقراری روابط انسانی دارند، قابل توجه است. با این حال، حیوان نمیتواند جایگزین کامل شبکه روابط انسانی شود. شواهد موجود درباره تأثیر حیوانات بر سلامت روان نشان میدهد که کیفیت رابطه فرد با سایر انسانها نیز میتواند در این ارتباط نقش داشته باشد.
وقتی حیوان خانگی به «دنیای عاطفی» انسان تبدیل میشود
گاهی رابطه انسان و حیوان از یک علاقه ساده فراتر میرود.فرد ممکن است حیوان را عضوی از خانواده بداند، برای او نقش عاطفی ویژهای تعریف کند و بخش قابل توجهی از زندگی روزمره خود را با او تنظیم کند.این مسئله به خودی خودآسیبشناختی نیست. اتفاقاً در بسیاری از موارد، چنین رابطهای میتواند تجربهای معنادار و حمایتکننده باشد. مسئله زمانی اهمیت بالینی پیدا میکند که رابطه با حیوان با اختلال قابل توجه در عملکرد، وابستگی افراطی، اجتناب گسترده از روابط انسانی یا پریشانی شدید همراه شود. بنابراین روانشناس نباید صرفاً با مشاهده دلبستگی شدید فرد به حیوان، آن را نشانه یک اختلال یا مشکل روانی تلقی کند.
آیا نوع حیوان مورد علاقه ما شخصیت ما را نشان میدهد؟
این بخش بسیار جذاب است، اما باید مراقب کلیشهها باشیم.
مثلاً نمیتوان بهصورت علمی گفت:
«گربهدوستها درونگرا هستند.»
یا:
«سگدوستها اجتماعیترند.»
ممکن است برخی پژوهشها بین ویژگیهای شخصیتی و نوع حیوان مورد علاقه یا الگوی مالکیت حیوان ارتباطهایی پیدا کنند، اما این ارتباطها به اندازهای نیستند که بتوان از آنها برای تشخیص شخصیت یک فرد استفاده کرد. حتی در پژوهشهای جدید نیز عوامل متعددی از جمله ویژگیهای صاحب، ویژگیهای حیوان، کیفیت رابطه و زمینه اجتماعی فرد در نظر گرفته میشوند. بنابراین اگر کسی عاشق گربه است، اطلاعات بسیار محدودی درباره شخصیت او داریم؛ اما اگر بدانیم چگونه از حیوان مراقبت میکند، چه معنایی به این رابطه میدهد و این رابطه چه نقشی در زندگی او دارد، اطلاعات روانشناختی بسیار بیشتری به دست میآوریم.
حیوانات و کودکان؛ یک رابطه مهم روانشناختی
موضوع در مورد کودکان اهمیت ویژهای دارد. یک مرور نظاممند درباره رابطه کودکان با حیوانات همراه، ۲۹ مطالعه را بررسی کرد و نشان داد که میان پیوند کودک با حیوان و برخی شاخصهای سلامت روانی ـ اجتماعی ارتباطهایی گزارش شده است؛ با این حال بخش عمده مطالعات مشاهدهای بودهاند و برای نتیجهگیری قطعی درباره علت و معلول، شواهد بیشتری لازم است. رابطه کودک با حیوان میتواند فرصتهایی برای تجربه مسئولیت، مراقبت، همدلی و ارتباط فراهم کند. اما نباید فراموش کرد که داشتن حیوان خانگی یک مداخله درمانی برای مشکلات روانشناختی کودک محسوب نمیشود.
حیوانات بهعنوان بخشی از مداخلات روانشناختی
باید بین Pet Ownership و Animal-Assisted Interventions (AAI) تفاوت گذاشت. در مالکیت حیوان خانگی، فرد حیوان را در زندگی خود نگهداری میکند؛ اما در مداخلات کمکگرفته از حیوانات، حیوان در چارچوبی هدفمند و حرفهای وارد یک برنامه درمانی یا حمایتی میشود. برای مثال، یک فراتحلیل منتشرشده در سال ۲۰۲۶ درباره مداخلات کمکگرفته از حیوانات در سالمندان، ۲۰ مطالعه شامل ۱۶ کارآزمایی تصادفیسازیشده و چهار مطالعه شبهآزمایشی را بررسی کرد. نتایج نشاندهنده بهبود معنادار علائم افسردگی و عملکرد شناختی بود، اما برای اضطراب و تنهایی اثر تجمیعی معناداری مشاهده نشد و قطعیت شواهد نیز پایین یا بسیار پایین گزارش شد. این یافته نمونه خوبی است از اینکه چرا در روانشناسی باید میان «امیدبخش بودن یک مداخله» و «اثبات قطعی اثربخشی» تفاوت گذاشت.
وقتی از دست دادن حیوان تبدیل به سوگ میشود
یکی از جنبههای مهم رابطه انسان و حیوان، تجربه سوگ پس از مرگ حیوان خانگی است. برای فردی که حیوان بخش مهمی از زندگی او بوده، مرگ حیوان میتواند یک فقدان واقعی و از نظر عاطفی سنگین باشد. نادیده گرفتن این سوگ با جملههایی مانند «فقط یک حیوان بود» میتواند تجربه فرد را بیاعتبار کند. در واقع، مرورهای پژوهشی نیز به بار عاطفی و عملی نگهداری حیوان و همچنین تأثیر روانشناختی از دست دادن حیوان اشاره کردهاند.حیوانات آینه شخصیت ما نیستند، اما رابطه ما با آنها میتواند معنادار باشد از منظر روانشناسی، نمیتوان انسانها را صرفاً بر اساس حیوان مورد علاقهشان طبقهبندی کرد. اما نحوه شکلگیری رابطه انسان با حیوان میتواند پنجرهای برای مطالعه موضوعاتی مانند: دلبستگی، همدلی، تنهایی، حمایت اجتماعی، مسئولیتپذیری، تنظیم هیجان و نیاز به ارتباط باشد. پژوهشهای موجود نشان میدهند رابطه انسان و حیوان میتواند با سلامت روان و بهزیستی ارتباط داشته باشد، اما این رابطه ساده، یکطرفه یا قطعی نیست. ویژگیهای شخصیتی، کیفیت روابط انسانی، شرایط زندگی، نوع حیوان، کیفیت مراقبت و معنایی که فرد به این رابطه میدهد، همگی میتوانند در این تجربه نقش داشته باشند. شاید سؤال جالبتر از اینکه «چه حیوانی را دوست دارید؟» این باشد: «این رابطه چه چیزی به زندگی روانی شما اضافه میکند؟» و شاید پاسخ به همین سؤال، بیشتر از نام حیوان مورد علاقهمان درباره دنیای درونی ما به ما بگوید.
منابع؛
– Northrope K, et al. The Relationship Between Attachment to Pets and Mental Health and Wellbeing: A Systematic Review. Animals, 2025.
– Marti R, et al. Factors of pet ownership associated with human health: A representative cross-sectional survey of Switzerland. PLOS ONE, 2026.
– Wells DL, Treacy KR. Pet attachment and owner personality. Frontiers in Psychiatry, 2024.
– Kretzler B, König HH, Hajek A. Pet ownership, loneliness, and social isolation: a systematic review. 2022.
– Groenewoud D, et al. Children’s bond with companion animals and associations with psychosocial health: A systematic review. Frontiers in Psychology, 2023.