چرا روانشناسنماها در ایران با استقبال عمومی مواجه میشوند؟
در سالهای اخیر، با افزایش توجه جامعه به سلامت روان، مراجعه به روانشناس و جستوجوی محتوای روانشناختی در شبکههای اجتماعی نیز بیشتر شده است. این اتفاق در اصل میتواند نشانهای مثبت باشد؛ اما در کنار آن، پدیدهای نگرانکننده نیز رشد کرده است: روانشناسنماها و افرادی که بدون دانش، آموزش یا صلاحیت حرفهای کافی، خود را متخصص سلامت روان معرفی میکنند.
اما چرا برخی از این افراد گاهی حتی از روانشناسان متخصص نیز بیشتر مورد توجه قرار میگیرند؟
۱. وعدههای ساده برای مشکلات پیچیده
روان انسان پیچیده است و تغییر روانشناختی معمولاً به زمان، شناخت، تمرین و گاهی درمان تخصصی نیاز دارد.
اما روانشناسنما ممکن است برای مشکلاتی مانند اضطراب، افسردگی، مشکلات زناشویی یا عزتنفس، یک پاسخ بسیار ساده ارائه کند:
«فقط نگرشت را تغییر بده.»
«افراد سمی را حذف کن.»
«مثبت فکر کن و همهچیز درست میشود.»
این جملات ممکن است جذاب باشند، اما مشکلات روانی همیشه با چنین نسخههای سادهای قابل توضیح یا درمان نیستند.
۲. انسان در شرایط دشوار به پاسخ قطعی نیاز دارد
وقتی فرد مضطرب، شکستخورده یا گرفتار بحران رابطهای است، تحمل ابهام برایش دشوار میشود. در چنین شرایطی، فردی که با اطمینان کامل میگوید:
«من دقیقاً میدانم مشکل تو چیست.»
ممکن است بسیار جذابتر از متخصصی به نظر برسد که میگوید:
«برای فهم دقیق مشکل، باید شرایط و سابقه شما را بررسی کنیم.»
در حالی که همین احتیاط و پرهیز از تشخیص عجولانه، بخشی از رفتار حرفهای است.
۳. شبکههای اجتماعی، جذابیت را با تخصص اشتباه میگیرند
در فضای مجازی، لزوماً بهترین متخصص بیشترین دیدهشدن را ندارد.
محتوای جنجالی، جملات قطعی، داستانهای احساسی و توصیههای کوتاه معمولاً قابلیت انتشار بیشتری دارند. در مقابل، محتوای علمی اغلب نیازمند توضیح، استناد و بیان پیچیدگیهای موضوع است.
بنابراین تعداد دنبالکنندگان، میزان بازدید یا محبوبیت یک فرد بهتنهایی معیار صلاحیت حرفهای او نیست.
۴. «تأیید شدن» همیشه به معنای «درمان شدن» نیست
گاهی فرد نزد کسی میرود که تمام باورهای او را تأیید میکند:
«تو هیچ تقصیری نداری.»
«همه آدمها مشکل دارند جز تو.»
«همسرت کاملاً سمی است.»
«خانوادهات عامل تمام مشکلات تو هستند.»
این نوع محتوا میتواند در کوتاهمدت احساس آرامش و تأیید ایجاد کند؛ اما رواندرمانی حرفهای همیشه قرار نیست فقط به ما احساس خوب بدهد. گاهی لازم است فرد سهم خود، الگوهای رفتاری، خطاهای شناختی و مسئولیتهایش را نیز ببیند.
۵. مرز میان روانشناسی علمی و انگیزشی کمرنگ شده است
یکی از مشکلات مهم، استفاده گسترده از واژههایی مانند «تروما»، «خودشیفتگی»، «دلبستگی»، «کودک درون» و «سمی بودن» بدون توجه به تعریف علمی آنهاست.
هر محتوای روانشناختی الزاماً رواندرمانی نیست و هر فردی که درباره روان انسان صحبت میکند، الزاماً روانشناس یا درمانگر متخصص نیست.
دانستن چند اصطلاح روانشناسی، معادل داشتن صلاحیت حرفهای برای تشخیص و درمان اختلالات روانی نیست.
۶. چرا مردم به روانشناسنماها اعتماد میکنند؟
اعتماد به این افراد را نمیتوان صرفاً به «سادهلوحی» مردم نسبت داد. عواملی مانند نیاز به پاسخ سریع، مشکلات اقتصادی، دشواری دسترسی به خدمات تخصصی، انگ اجتماعی مرتبط با مراجعه به روانشناس، جذابیت شبکههای اجتماعی و کمبود سواد سلامت روان میتوانند در این مسئله نقش داشته باشند.
بنابراین راهحل، سرزنش مراجعهکنندگان نیست؛ بلکه افزایش سواد سلامت روان و شفافتر شدن معیارهای تشخیص متخصص واقعی از مدعیان غیرمتخصص است.
چگونه روانشناس یا درمانگر معتبر را تشخیص دهیم؟
پیش از مراجعه بهتر است درباره مدرک تحصیلی، صلاحیت حرفهای، حوزه تخصص، مجوز فعالیت و سابقه حرفهای فرد تحقیق کنیم.
همچنین باید نسبت به ادعاهایی مانند موارد زیر محتاط باشیم:
درمان قطعی تمام مشکلات روانی
وعده تغییر شخصیت در چند جلسه
تشخیص اختلال صرفاً از روی چند پست یا ویدئو
توصیه به قطع یا شروع خودسرانه دارو
تضمین بازگشت همسر یا درمان قطعی اختلافات زوجی
استفاده افراطی از واژههای علمی بدون پشتوانه
ادعای داشتن یک روش منحصربهفرد برای درمان همه افراد
اقبال عمومی به روانشناسنماها را نباید صرفاً نشانه ناآگاهی مردم دانست. این پدیده بخشی از یک مسئله بزرگتر است: نیاز روزافزون جامعه به سلامت روان و فاصله میان این نیاز و دسترسی به اطلاعات و خدمات تخصصی قابل اعتماد.
روانشناسی علمی همیشه جذابترین وعده را نمیدهد؛ گاهی حتی برخلاف میل ماست. اما وظیفه متخصص، تأیید بیقیدوشرط مراجعهکننده نیست؛ کمک به او برای شناخت دقیقتر خود، واقعیت و الگوهای رفتاریاش است.
در سلامت روان، محبوبیت یک فرد دلیل بر تخصص او نیست؛ همانطور که پیچیده بودن یک پاسخ، نشانه بیفایده بودن آن نیست.